محمد متینمحمد متین، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
تاریخ عقدتاریخ عقد، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره
تاریخ عروسیتاریخ عروسی، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره
اولین دیدار ادارهاولین دیدار اداره، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره
خواستگاریخواستگاری، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره
محمد مبینمحمد مبین، تا این لحظه: 6 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره
مهتامهتا، تا این لحظه: 2 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره
بابا رضابابا رضا، تا این لحظه: 43 سال و 1 ماه و 4 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 43 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

نفس مامان نرگس و بابا رضا

اولین باری که رفتی آرایشگاه

سلام عشق من شما برای اولین بار 27 اسفند که یک سال و یک ماه و 2 روزت بود رفتی آرایشگاه آرایشگاه عرشیا نزدیک خونه بابابزرگ همش نگاه آقای آرایشگر میکردی که چکار میکنی خیلیییییییییییییییییییییی جیگر و ناز شدی بعد از اصلاح مامانت فدات بشه عزیزممم
9 فروردين 1395

1 سال و 1 ماهگی

سلام شیرین مامان امروز 3 شنبه 25 اسفندماهه و شما 1 سال و 1 ماهته. پسر کوچولوی من این روزا خیلی شیطون شده راه رفتنت خیلیی بهتر شده و میتونی مسافت طولانی تری رو راه بری دس دسی میکنی بای بای میکنی بابا به به آب کاغ=داغ ماما رو میگی سینه هم میزنی همینکه صدای آهنگ میشنوی شروع میکنی به قر دادن و همزمان دست و سینه زدن از روی تخت میای پایین و میری سر میز آینه و لوازم آرایش منو برمیداری تل سرمو برداشتی و شکستی با آنتن تلوزیونم همش درگیری و میری میکشی از تلوزیون .سرتم میگیری پایین و از فاصله بین میز و تلوزیون ما رو نگاه میکنی و میخندی بابا بزرگ و مامانی رفته بودن مسافرت و روز شنبه خاله ها اومدن خونه ما...
25 اسفند 1394

اولین قدم های پسر گلم در 1 سال و 3 روزگی

سلام عشق مامان شما روز 5 شنبه که 1 سال و 3 روزت بود روزی که واست جشن تولد گرفته بودیم اولین قدم هات رو برداشتی و جشن تولدت رو برامون هزاران بار شیرین تر کردی الان تنهایی یه مدت طولانی تر می ایستی و میتونی یکی دو قدم هم برداری گل مامان فدای پسر عزیزم بشم
1 اسفند 1394

جشن تولد یک سالگی

سلام جیگر مامان  امروز شنبه اول اسفند ماهه و شما 1 سال و 5 روزته امروز سومین سالگرد ازدواج منو بابا رضاست و از فردا وارد چهارمین سال زندگی مشترکمون میشیم روز 5 شنبه 29 بهمن برات جشن تولد گرفتیم با سه روز تاخیر بابا بزرگ و مامانی و دایی اسد و جده.و خاله ها خیلیییییییییییی بهت خوش گذشت با امیر حسین و امیر محمد و سیده زهرا حسابی بازی کردی و خندیدی موقع فوت کردن شمع هم یهو با دستت خاموش کردی.ترسیدم که دستت نسوزه ولی تو کاملا ریلکس نگاهمون میکردی ولی فرداش دیدم پوست دستت یه کوچولو قرمز شده شب خیلی خوبی بود و خوش گذشت انشاا... همیشه زندگیمون پر شادی و خوشحالی باشه الهی آمین   ...
1 اسفند 1394

یک سالگیت مبارک هدیه آسمونی من

سلام پسر نازنینم سلام امید زندگی من سلام نفس مامان امروز 25 بهمن ماهه و شما دقیقا یک سال قبل ساعت 4 و 45 دقیقه عصر به انیا اومدی خدا رو بخاطر حضورت و سلامتیت هزاران هزار بار شکر میکنم انشاا... تولد 120 سالگیت رو در کنار هم خانوادگی جشن بگیریم
25 بهمن 1394

تقدیم به فرزندم

زود بزرگ نشو مادر. کودکیت را بی حساب میخواهم و در پناهش جوانیم را ! زود بزرگ نشو فرزندم قهقهه بزن ، جیغ بکش ، گریه کن ، لوس شو ، بچگی کن ، ولی زود بزرگ نشو تمام هستی ام . آرام آرام پیش برو ، آن سوی سن وسال هیچ خبری نیست گلم. هرچه جلوتر می روی همه چیز تـندتر از تو قدم بر می دارد. حالا هنوز دنیا به پای تو نمی رسد از پاکی . الهی هرگز هم قدمش نشوی هرگز! همیشه از دنیای ما آدم بزرگ ها جلوتر باش ، یک قدم ، دو قدم ، ولی زود بزرگ نشو مادر. آرام آرام پیش برو گلم. آنجا که عمر وزن می گیرد دنیا به قدری سبک می شود که هیچ هیجانی برای پیمودنش نخواهی داشت. آن سوی سن و سال خبری نیست . کودکی کن ، از ته دل بخند به اداهای ما که برای خنداندنت دل...
25 بهمن 1394

11 ماه و 29روزگی

سلام عشق مامان امروز شنبه 24 بهمن ماهه و شما امروز 11 ماه و 29 روزته این روزا حال غریبی دارم همش یاد پارسال این موقع میفتم و خاطرات اون روزا لحظه به لحظه واسم تداعی میشه اصلا باورم نمیشه به این سرعت یک سال گذشت هنوز فکر میکنم همین دیروز بود که به دنیا اومدی انگار از وقتی به دنیا اومدی روزا افتادن روی دور تند و سریع دارن میگذرن دیروز هر وقت یاد این یک سال میفتادم محکممم بغلت میکردمو میبوسیدمت و هزار بار خدا رو بابت این هدیه زیبا و زندگی ام شکر میکردم **************** عشق مامان این روزا که گذشت مهمترین اتفاقش عروسی خاله سمیه بود خاله 20 بهمن با مهدی آقا عروسی کردن و یه جشن خیلی خوب گرفتن البته شما یه مقدار ا...
24 بهمن 1394